

یاد ایام قشنگی که گذشت کنج قلبم گرم است.
من به یادت هستم.
روزگارت خوش باد.
سال نو مبارک

در آيه ى شريفه ى «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَـبَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِى»(1)؛ (سپس كتاب را به ارث بندگان برگزيده ى خود گذاشتيم، ولى برخى از بندگان به خود ستم مى كنند.)
مراد از «مِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِى» كسى است كه معرفت ائمّه ـ عليهم السّلام ـ را نداشته باشد.
امّا اين كه چه كنيم كه معرفت به نورانيّت ائمّه ـ عليهم السّلام ـ نصيبمان گردد بعد از نمازها بخوانيم و بخواهيم:
«أَللّهُمَّ، عَرِّفْنِى نَفْسَكَ...»(2)
1. سوره ى فاطر، آيه ى 32.
2. مقصود خواندن دعاى زير است: «أَللَّهُمَّ، عَرِّفْنى نَفْسَكَ، فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ. أَللَّهُمَّ، عَرِّفْنى رَسوُلَكَ، فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسوُلَكَ، لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ. أَللَّهُمَّ، عَرِّفْنى حُجَّتَكَ، فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ، ضَلَلْتُ عَنْ ديني.»؛ (خدايا، خودت را به من بشناسان، وگرنه نخواهم توانست پيامبرت را بشناسم. بار خدايا، رسولت را به من بشناسان، وگرنه نخواهم توانست حجّتت را بشناسم. خداوندا، حجّتت را به من بشناسان، وگرنه از دينم گمراه خواهم شد.) ر.ك: اصول كافى، ج 1، ص 337؛ بحار الانوار، ج 52، ص 146؛ ج 92، ص 326.
حاشیههای نماز جمعهی تهران به روایت شما
نماز جمعهی این هفتهی تهران (14 بهمنماه) به امامت ولیامر مسلمین حضرت آیتالله خامنهای اقامه خواهد شد.شما میتوانید در حاشیهی نماز جمعهی تهران، مشاهدات و گزارشهای خود را در قالبهای فیلم، عكس، صوت، یادداشت و نوشتههای وبلاگی ثبت كنید و به info@khamenei.ir بفرستید تا در پایگاه اطلاعرسانی farsi.khamenei.irمنعكس شود.
امام حسن مجتبی (علیه السلام) :
هلاكت و نابودى مردم در سه چیز است : كبر ، حرص ، حسد.
تكبّر كه به سبب آن دین از بین می رود و به واسطه آن ، ابلیس مورد لعنت قرار گرفت.
حرص كه دشمن جان آدمى است و به واسطه آن آدم از بهشت خارج شد.
حسد كه سر رشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را كشت.
------
شهادت پیامبر اکزم(ص) ، امام حسن مجتبي (ع) و امام رضا (ع) تسليت باد.ادامه مطلب...
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکی هاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا به وجود میاد...

ادامه مطلب...
امام موسی کاظم علیه السلام:
أوشَک دَعوَةً وَ أسرَعُ إجابَةُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ بِظَهرِ الغَیبِ؛
دعایی که بیشتر امید اجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد، دعا برای برادر دینی است در پشت سر او . (اصول کافی، ج1، ص52)
سلام دوستای من
امیدوارم که همه سلامت باشید . یه مشکلی پیش اومده می خواستم ازتون یه کم کمک بخوام .
پسردایی من ۲ ساله شه ، یه مدت بود بیماریشو تشخیص نمی دادن، دیروز فهمیدن که سرطان خون داره و از امروز شروع کردن به شیمی درمانیش.
می خواستم ازتون بخوام براش سوره حمد (حمد شفا) بخونید (لطفا تعدادشو برام بنویسین) و یا این که سر نمازاتون براش دعا کنین.
خيلي خيلي ممنون . التماس دعاي فراوان

کربلا به اصل خود رسیدن است !
ابتدای کربلا مدینه نیست
ابتدای کربلا غدیر بود
ابرهای خون فشان نینوا
اشک های حضرت امیر بود
بعد از آن فتوت همیشه سبز
برکت از حجاز و از عراق رفت
هر چه دانه کاشتند سنگ شد
پشت هر بهار صد کویر بود
بعد مکه در مدینه دام شد
کوفه صرف عیش و نوش شام شد
آفتاب سربلند سایه سوز
در حصار نیزه ها اسیر بود
الامان زشام ، الامان زشام
الامان زدرد وغربت امام
شام بی مروت غریب کش
کاش کوفه بهانه گیر بود
هان هبا شدید ، هان هدر شدید
مردم مدینه بی پدر شدید
- این صدای غربت مدینه بود
این صدای زخمی بشیر بود-
کربلا به اصل خود رسیدن است
هرچه می روم به خود نمی رسم
چشم تا به هم زدم چه دور شد
تا به خویش آمدم چه دیر بود...
« علیرضا قزوه »
یادش بخیر طنین حزن آلود زیارت عاشورای فرهمند را تو صبحگاه هایی گاهی روزاش آسمون با ما می بارید...
یادش بخیر سفره ی حضرت ابالفضل صبح ها را...
چایی خوردن ها... به کلاس دیر رفتن ها به بهانه ی نون و پنیر و بردن حلیم و عدسی سرکلاس و در آوردن کفر و البته! صدای قار و قور شکم معلم ها...
یادش بخیر تریپ سیاه زدنمان را...با آن روسری های براق و سیاهی که لبنانی سرمون می کردیم. کلا روسری براق را جایگزین مقنعه ی کردیم تو این مدرسه...عجیب بود که کسی بهمون گیر نمی داد.
یادش دهه ی محرم و برنامه های خارج از برنامه ی مدرسه...
سرود ها
نمایش ها
روضه خوانی ها
سخنرانی ها...چقدر هم که گوش می دادیم. هی بهمون می گفتند : ساکت!
یادش بخیر آمفی تئاتر مدرسه...درست موقعی که نوبت اجرای برنامه های ما می شد می گفتند راهنمایی ها برنامه دارند. نمی شه!
یادش بخیر حرف های خانم گلپایگانی...اصلا چیزی ازشون یادمون هست؟...
یادش بخیر ایام محرم و صفر روشنگر را...
یادش بخیر
*مدیر محترم وبلاگ: آیا ممکن است بخشی درست کنی به نام "یادش بخیر" که شماره های مختلف این بخش بهش لینک بشن؟
* جای همتون روز پنجشنبه تو روشنگر خالی بود. زیارت عاشورا یش بیشتر از همیشه منو ناراحت کرد
نارحت خالی بودذن جای شما
ناراحت حال زلال و صفای بی آلایشی که تو دانشگاه پیدا نمیشه.
* آقای مشفق و پازوکی به همتون سلام رسوندن و التماس دعا گفتند.
* در این شبها که بارانت فرو ریخت...کویر قلب ما را هم دعا کن....
سلام
خواستم اضافه کنم پذیرایی ساعت اول تفریح یعنی 8:45 است، هرکی دوست داشت بیاد...خوش حال میشیم همه را ببینیم.
درختان را دوست می دارم
كه به احترام تو قيام كرده اند
و آب را
كه مهر مادر توست،
خون تو شرف را سرخگون كرده است:
شفق ، آينه دار نجابتت,
و فلق محرابي
كه تو در آن نماز صبح شهادت گزاردي.
در فكر آن گودالم
كه خون تو را مكيده است
هيچ گودالي را چنان رفيع نديده بودم
در حضيض هم مي توان عزيز بود
از گودال بپرس!
***
آه
اي مرگ تو معيار!
مرگت چنان زندگي را به سخره گرفت
و آن را بي قدر كرد
كه مردني چنان،
غبطه بزرگ زندگاني شد!
***
تو را بايد تنها در خدا ديد
هر كس ،هر گاه ، دست خويش
از گريبان حقيقت بيرون آورد
خون تو از سرانگشتانش تراواست
***
چندان تناوري و بلند
كه به هنگام تماشا
كلاه از سر كودك عقل مي افتد
***
اي خدای گون!
مرگ در پنجه ی تو
بیچاره تر از پروانه یی ست
که کودکان در دست گیرند
و یزید ، بهانه ای.
دستمال پلیدی
که ستم در آن تف شده ست
و در زباله ی تاریخ ؛
فگنده شده ست.
یزید کلمه نبود
دروغ بود
زالویی درشت
که اکسیژن هوا را می مکید.
مخنثی که تهمت مردی بود
بوزینه ای با گناهی درشت:
"سرقت نام انسان"
و سلام بر تو
که مظلوم ترینی
نه از آن جهت که عطشانت شهید کردند
بل از این رو که دشمنت این است
***
يا ذبيح الله
تو اسماعيل برگزيده ی خدايي
و روياي به حقيقت پيوسته ي ابراهيم
***
مرگ تو
مبدا تاريخ عشق
آغاز رنگ سرخ
معيار زندگي است
***
خط تو با خون تو آغاز مي شود.
از آن زمان كه تو ايستادي
دين راه افتاد
و چون فرو افتادي
حق برخاست.
***
هيچ شاخه اي نيست
كه شكوفه سرخ ندارد
و اگر ندارد
شاخه نيست
هيزمي است ناروا بر درخت مانده
***
یاثارالله
آن باغ مینوی که تو در صحرای تفته کاشتی
با میوه های سرخ
با نهرهای جاری خوناب
با بوته های سرخ شهادت
و آن سروهای سبز دلاور،
باغی ست که باید با چشم عشق دید
اکبر را
صنوبر
بوفضایل را
و نخل های سرخ کامل را
***
و رد خونت
راهی
که راست به خانه ی خدا می رود...
***
اي باغ بينش
ستم ، دشمني زيباتر از تو ندارد
و مظلوم ، ياوري آشناتر از تو
تو كلاس فشرده تاريخي
كربلاي تو
مصاف نيست
منظومه بزرگ هستي است.
طواف است.
***
پايان سخن
پايان من است
تو انتها نداري...
سلام
پیرو سوالاتی که دوستان با اس ام اس ازمون پرسیدن گفتم یک توضیحی اضافه کنم.5شنبه برنامه ی خاصی از طرف دوره ی ما برگزار نمیشه.احتمالا فقط یک ویژه نامه طوری داریم.فقط قراره خرج صبحانه ای که مدرسه هر روز تو محرم می داد یک روزش دست دوره ی ما باشه.ماهم دیدیم بهانه ی خوبیه که دوستان دور هم جمع بشیم...امیدوارم ببینمتون!
سلام
قراره ۵ شنبه ۵ محرم صبحانه مهمان سفره ی امام حسین (علیه السلام) باشیم.اگه یادتون باشه هر سال مدرسه این برنامه را داشت. امسال یک فرصت کوچیکی پیش اومده که ماهم بتونیم توش سهیم بشیم.امیدوارم همه ی دوستان دراین برنامه شرکت کنند.
هر کسی هم می خواد همکاری کنه، (از نظر مادی،هماهنگی،فرهنگی...)به همون شیوه که قبلا اعلام شده می تونه در مراسم شرکت داشته باشه.اگه کسی می خواد در هزینه ها شریک باشه(هرچه قدر که مایله) اگه به مسوولین دست رسی نداره به من یا لیلا بگه شماره کارت بدیم. به نظرم خیلی خوب میشه اگه از تمام دوره در برگزاریش سهیم باشن...هرچند فعالیت کوچیک...
اگه سوال یا مطلبی دارین با من یا لیلا تماس بگیرین.
یا علی
ترانه انتظار
ابر هزار تا بارون، ريخته به جونم امشب
هيچي نگو كه تنها، ميخوام بخونم امشب
بارون گرفته، جز من، هيچكي تو كوچهها نيس
بارون گرفته، اما، درد منو دوا نيست
آهاي، آهاي ستاره! درد منو دوا كن
دلم رو بشكن امشب، قفل دلم رو وا كن
اون كه بايد مياومد، دلش به اومدن نيس
هيچ كسي هم به جز اون، چشم و چراغ من نيس
جمعه تا جمعه چشمم، مونده به در به يادش
دلم سياهه هيچ كي، نميرسه به دادش
بارون! ببار كه امشب، خُشكه دل سياهم
بهار من كجايي؟ بيا كه چش به راهم
عليرضا قزوه
میگم پایه اید آذرماه با هم یه فشم بریم؟
